September 2009 Archives

Aghebate-Ghalam-Farsai.gif
| (نظر دهيد)

  «یک پرونده، دو قتل» عنوان نمایش جدید نیلوفر بیضایی است که به تازگی برای صحنه آماده کرده است. این نمایش به زودی در فرانکفورت و احتمالن در چند شهر دیگر آلمان اجرا خواهد شد.

شنبه 31 اکتبر، پنجشنبه 1 نوامیر و همچنین یکشنبه 17 ژانویه اجراهای این نمایش در فرانکفورت خواهد بود.

 علاقمندان برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به سایت خانم بیضایی که در بخش پیوندهای تارنمای ما آماده است مراجعه کنند.

beyzaie-yek-parwandeh.gif

| (نظر دهيد)

تنظيم واژه‌نامه‌ي توصيفي تاتر از  آرزوهاي ديرينه‌ي نگارنده بوده که متاسفانه مشغله‌هاي بسيار آن را همواره در حد همان  آرزو محدود کرد. اما سماجت بر دست یابی بر این آرزو گه گاه سبب تحقق اندکی از آن شد و تکه اي از صخره‌ي عظيم دشواري‌هاي کار را هموار ساخت. نمونه های که در اینجا می خوانید، بخشی از حاصل این سماجت و تلاش است. گرچه این آرزو در حال حاضر تمام و کمال براورده نشده و هنوز کوهی از کار در پیش روست، اما پایان کار تا حدی قابل رویت است و دیگر تنها در حد آروزی محض باقی نمانده است و اگر دوباره وقفه ی جدی در تداوم تنظیم این واژه نامه رخ ندهد، بزودی!!! به پایان کامل آن دست خواهم یافت. نگارنده در نظر دارد در هر فرصت پیش آمده، 
واژه ی جدیدی ترجمه و در سایت چهره منعکس کند.
واژه ها از دانش‌نامه‌هاي مختلف تاتري ترجمه، در مواردی نیز تاليف شده اند. منابع اصلي و کمکي آنها بسیار متنوع بوده و در بیشتر موارد متکی به دانش نامه های تاتری به زبان آلمانی است که در این باره در فرصتی مناسب سخن خواهم گفت.

ا. ن.

| (نظر دهيد)

 نمایش آخرین عاشق آنشین به کارگردانی علی جلالی در شهر کلن از 29 آگوست با نخستین اجرای خود در تاتر سورین بورگ به روی صحنه رفت و تا پایان امسال نیز بر روی صحنه خواهد ماند. این نمایش به زبان آلمانی و با سبک و سیاق کمدی نوشته و اجرا شده است.

Liebhaber.gif

| (نظر دهيد)

اصغر نصرتي

 

نهمين شب از شب‌هاي تآتر کلن اينبار مهماندار بهمن فرسي نمايشنامه‌نويس، داستان‌نويس، کارگردان و بازيگر بود. شب‌هاي تآتر کلن برنامه‌يي‌ست که از سال 2000 به ابتکار کتاب نمايش و با همياري برخي علاقه‌مندان برپا و برگزار مي‌شود. از اين شب‌ها تا کنون 9 شب برگزار شده و هر بار يک هنرمند ايراني از يکي از کشورهاي اروپايي دعوت شده اند.  بروشور اينبار برنامه اهداف و انگيزه‌هاي اين شب را چنين معرفي مي‌کند:

 

"... هدفي در پي آشنايي با هنرمندان ايراني، قدرداني و ارج نهادن به فعاليت هنري آنهاست. از آنجا

  كه اين هنرمندان در سراسر اروپا وآمريكا و ديگر كشورها پراكنده‌ به سر مي‌برند, کتاب نمايش با

 برگزاري اين شب‌ها بر آن است كه پيوند و نزديكي بيشتري ميان هنرمندان و تماشاگران مهيا كند.


ما بر آنيم كه شايد از اين طريق رابطه و همكاري هنرمندان تآتري را در اين نشست‌ها افزايش دهيم و

تماشاگران و علاقه‌مندانِ تآتر را از كار و كوشش يكديگر و از كم‌وكيف آن مطلع سازيم. ما مي‌خواهيم

امكاناتي مهيا كنيم تا كوشش‌هاي هنرمندان تآتر هرچه وسيع‌تر معرفي و عرضه شوند. بي‌شك موفقيت ما

 در گرو همكاري هنرمندان و حمايت تماشاگرانِ علاقه‌مند به هنر تآتر است و اميدواريم تماشاگران

 با ابراز عقايد و طرح پيشنهادات و بيان انتظارات خويش ما را در موفقيت هر چه بيشتر اين شب‌ها مدد رسانند.


 

| (نظر دهيد)

اصغر نصرتي

 

«زهره و منوچهر» تازه‌‌ترين کار نمايشي شاهرخ مشکين‌قلم در پاريس است. زهره و منوچهر برداشت و تنظيم منظومهاي با همين نام از شاعر مشهور ايراني ايرج ميرزا است که مشکين‌قلم از آن با بازي خود و دو هنرمند ديگر مقيم فرانسه، صدرالدين زاهد و عزيز‌الله بهادري نمايش جانداري براي صحنه ساخته است. نوشته‌ي زير گزارشی از اجراي دوم نوامبر اين نمايش در  هلند است.

 

 

نام نمايش: زهره و منوچهر

نويسنده: ايرج ميرزا

كارگردان: شاهرخ مشکين‌قلم

                                                                                                                             بازيگران: عزيزالله بهادري (نقال)

                                                       صدرالدين زاهد (منوچهر)

                  شاهرخ مشکين‌قلم ُهره)

موسيقي: فريد فدافي

 

مقدمه

سالها پيش رسم بر اين بود كه هرگاه موضوع بحران تآتر در ايران مطرح مي‌شد شماري اين پرسش را طرح مي‌كردند كه آيا نبايد براي رهايي از اين بحران متكي به ادبيات كلاسيك فارسي شد و با تکيه بر اين ادبيات نمايشنامه‌هاي فارسي نوشت؟ اين بحث براي مدت‌ها به قوت خود باقي ماند. به ويژه اينكه شماري علت بحران تاتر ايراني را نبودن ادبيات نمايشي ملي و نداشتن ارتباط ميان ادبيات نمايشي و ادبيات منظوم و منثور كلاسيك ايراني مي‌دانستند و هنوز هم شماري چنين مي‌پندارند. اين بحث به ويژه زماني موضوعيت يافت که مقوله‌ي  «تآتر ملي» طرح و مهم گشت. به هر صورت کمترين حاصل اين بحث‌ در آن سال‌ها اين بود که انگيزه‌ي نگارش و اجراي چندين نمايشنامه را ايجاد کرد که در آنها داستان و موضوع و ... متکي به ادبيات کلاسيک ما بودند. بررسي ظرفيت نمايشي ادب فارسي هنوز هم ادامه دارد و در اين باره بسياري از جمله جلال ستاري، مقالات و نوشتارهاي کوتاه و بلندي را رقم زده‌اند.[1]

از اين زاويه و بر اساس اين مقدمه‌ی نسبتا طولاني در باره ظرفيت نمايشي ادب داستاني ايراني مي‌توان انتخاب منظومه‌ي زهره و منوچهر را توسط مشکين‌قلم اقدامي مثبت تلقي کرد.

 

| (نظر دهيد)

ترجمه و تلخيص: شهلا حمزاوي

 

·         آشنايي

 وِندي واسرشتاين نمايشنامه‌نويس معاصر آمريکايي به سال 1950 در بروکلين و در خانواده‌يي لهستانيتبار يهودي و نسبتا مرفه متولد شد. خود او معتقد است که ترکيب فضاي تربيتي- فرهنگي داخل و خارج خانه در شکل‌گيري شخصيتي و هنري او قطعا نقش داشته است.

تحصيلات ابتدايي و متوسطه را وندي در مدرسه‌ي دخترانه‌ي ممتاز منطقه‌ي مانهاتان و تحصيلات دانشگاهي‌اش را در کالج‌هاي صاحب‌نام مونت‌هوليوک Mount Holyoke و سيتي‌کالج گذراند. در سال 1973 بلافاصله پس از دريافتِ فوق‌ليسانس اولين نمايشنامه‌ي طنز خود را نوشت که در همان‌سال هم در تآتر کوچکي در برادوِي به اجرا درآمد.

| (نظر دهيد)

بهروز قنبرحسيني

 

"اندازه‌ي يک چيز"[1]عنوان يکي از آخرين نمايشنامه‌هايي‌ست که نايل لابوتِه[2]، نمايشنامهنويس معاصر انگليسي، در سال 2001 نوشته و در همان سال در لندن اين نمايش به روي صحنه رفت. اين نمايشنامه در تاريخ بيست و چهارم نوامبر در شهر کلن آلمان اولين شب اجراي خود را پشت سر گذاشت. آنچه که در زير مي خوانيدگزارشي از اجراي آن شب و همچنين معرفي نويسنده و خلاصهاي از اين نمايشنامه است.

 

| (نظر دهيد)

 

 

گروه تآتر چهره با اجراي نمايشنامه «دو چهره ي کارفرما»، اثري از «لويي وآلدز» به سال 1981 در ايران به خانواده ي تاتري‌ها پيوست. در سال 1995 اين گروه  دوباره کار خود را با  اجراي نمايشنامه‌ي «عاقبت قلم فرسايي» اثر غلامحسين ساعدي (گوهر مراد) آغاز کرد.
يک سال بعد گروه با افراد تازه نفس‌تری نمايشي براي کودکان با نام« بُزبُز قندي» را تدارک ديد که در نوع خود از کارهاي موفق اين گروه محسوب مي‌شود. اين نمايش با سه سال اجرا در شهرها و کشورهاي مختلف اروپايي توجه بسياري از  تماشاگران خردسال ايراني را به خود جلب کرد.
در سال 1997 نمايش «مامور امنيتي» توسط گروه به روي صحنه رفت که اين نمايش برداشتي آزاد از  نمايشنامه «پليس» اثر «سلاومير مرژوک» نمايشنامه نويس به نام لهستاني بود.
«شاپرک خانم» اثر «بيژن مفيد» دومين نمايش ويژه کودکان گروه تآتر چهره  بود که در سال 1998 به روي صحنه آمد. يک سال بعد گروه نمايش «کله سفيد» اثر «ابراهيم مکي» را بر روي  صحنه برد.
در سال 2000 همکار تازه نفسي، «بهروز قنبر حسيني»، به گروه پيوست. که نخستين ثمره ي همکاري وي با گروه اجراي نمايش دونه برفي پشت پنجره بود.  سال 2001 گروه توانست دو نمايش  «رضا بيک ايمانوردي» اثر ابراهيم مکی و به کارگردانی نويسنده و نمايش ويژه کودکان «دويدم و دويدم» ، (به کارگردانی اصغر نصرتی) را به روي صحنه آورد.
در سال 2003 «روياي ساحل سبز» به نويسندگي و کارگرداني بهروز قنبر حسيني به روي صحنه آمد. «شازده کوچولوي» پير ثمره تلاش گروه تآتر چهره در سال 2004 بود و «کريم شيره‌ای و ناصرالدين شاه» آخرين تلاش نمايشی اين گروه محسوب می‌شود. که در پايان همان سال در آرکاداش تاتر به روی صحنه رفت.

اصغر نصرتی

| (نظر دهيد)

بهمن فُرسي

مي‌دانم چرا اين فکر پيش آمده است که صادق هدايت در کسوت يک «ويژه‌نامه» يا چيزي در حدود آن به چارسوق نمايش پاگشا بشود. يک علت آن اين است که علي نصيريان چل! سال پيش «محلل» و «مُرده‌خورها»ي هدايت را به صحنه کشاند. البته با همانقدر دستاکري به قصد تبديل «داستان» به «نمايش» که از او ساخته بود. چل‌سال پس از آن هم، در نخستين فستيوال تآتر ايرانيان در پاريس، صدرالدين زاهد، با برداشتي فن‌شناسانه «لوناتيک ـ هوسبازـ»‌هدايت را به قالب نمايش درآورد.

خود هدايت هم که يکي دو ارتکاب تحت عنوان «راز آفرينش» و «پروين دختر ساسان» به نيت نمايش دارد که نتيجه‌ي آن نه‌چندان نمايش بلکه تنها بهره‌گيري از «قالب گفت‌وشنود» براي بيان مقصود نويسنده از کار درآمده است.

اما، اين علت‌ها به کنار، هدايت در اصل نويسنده‌ي پيشگام و اثرگذار در داستان کوتاه است. چندگامي هم جستار‌گر است. يکي دو وجب هم مترجم. با اين پيش‌درآمد، صاف و پوست‌کنده بگويم که هواکردن هدايت زيرگذر تيارت وطني نشانه‌ي کمبود موضوع در پاتيل مطبوعات، يعني در اين موضع و مورد چنته‌ي «کتاب نمايش» است. يا به اين معناست که چون درامنويس معتنابهي نداريم، پس نمايش را در خورجين نويسنده‌ي نامدار پي‌جويي کنيم. اگر همين باشد آنچه که در کله‌ي کتاب نمايش گذشته و آن را به ارتکاب ويژه‌نامه‌ي هدايتيه! واداشته، پس بايد در گوشي خدمت ايشان هراي! کشيده شود که در اشتباه‌اند. زبان فارسي، دست‌کم پنج دهه‌ي مستمر است که در «داخل» و بيش از دو دهه است که در «خارج» بسيار اثر نمايشي پس انداخته و کتاب نمايشِ نوعي حالاحالا‌ها مي‌تواند ذره‌بين‌اش را ـ اگر دارد ـ روي آنها ميزان، و برونسازه و درونمايه‌شان را کالبد شکافي و جُرم‌شناسي کند.

| (نظر دهيد)

نيلوفر بيضايی

بخش سوم

 

طبق قولي که در شماره‌ي پيش داده بودم، در اين شماره و شماره‌ي آينده كه آخرين قسمتِ اين بحث خواهد بود، به تحليل چهار نمايشنامه از پتر وايس كه ساختاري مستند دارند خواهم پرداخت و در پايان با اشاره به نقدهايي كه بر تآتر مستند وارد شده است، يك نتيجه‌گيري كلي خواهم كرد. در اين شماره دو نمايشنامه‌ي "آوازهاي پوپِنس لوزيتاني" و "بحث ويتنام" را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

| (نظر دهيد) 1 نظرداده شده

آخرین نوشته‌ها

آرشیو تاتر برونمرزی ایرانیان


آرشيو