134#گزارش



اصغر نصرتي

 

نهمين شب از شب‌هاي تآتر کلن اينبار مهماندار بهمن فرسي نمايشنامه‌نويس، داستان‌نويس، کارگردان و بازيگر بود. شب‌هاي تآتر کلن برنامه‌يي‌ست که از سال 2000 به ابتکار کتاب نمايش و با همياري برخي علاقه‌مندان برپا و برگزار مي‌شود. از اين شب‌ها تا کنون 9 شب برگزار شده و هر بار يک هنرمند ايراني از يکي از کشورهاي اروپايي دعوت شده اند.  بروشور اينبار برنامه اهداف و انگيزه‌هاي اين شب را چنين معرفي مي‌کند:

 

"... هدفي در پي آشنايي با هنرمندان ايراني، قدرداني و ارج نهادن به فعاليت هنري آنهاست. از آنجا

  كه اين هنرمندان در سراسر اروپا وآمريكا و ديگر كشورها پراكنده‌ به سر مي‌برند, کتاب نمايش با

 برگزاري اين شب‌ها بر آن است كه پيوند و نزديكي بيشتري ميان هنرمندان و تماشاگران مهيا كند.


ما بر آنيم كه شايد از اين طريق رابطه و همكاري هنرمندان تآتري را در اين نشست‌ها افزايش دهيم و

تماشاگران و علاقه‌مندانِ تآتر را از كار و كوشش يكديگر و از كم‌وكيف آن مطلع سازيم. ما مي‌خواهيم

امكاناتي مهيا كنيم تا كوشش‌هاي هنرمندان تآتر هرچه وسيع‌تر معرفي و عرضه شوند. بي‌شك موفقيت ما

 در گرو همكاري هنرمندان و حمايت تماشاگرانِ علاقه‌مند به هنر تآتر است و اميدواريم تماشاگران

 با ابراز عقايد و طرح پيشنهادات و بيان انتظارات خويش ما را در موفقيت هر چه بيشتر اين شب‌ها مدد رسانند.


 

| (نظر دهيد)

اصغر نصرتي

 

«زهره و منوچهر» تازه‌‌ترين کار نمايشي شاهرخ مشکين‌قلم در پاريس است. زهره و منوچهر برداشت و تنظيم منظومهاي با همين نام از شاعر مشهور ايراني ايرج ميرزا است که مشکين‌قلم از آن با بازي خود و دو هنرمند ديگر مقيم فرانسه، صدرالدين زاهد و عزيز‌الله بهادري نمايش جانداري براي صحنه ساخته است. نوشته‌ي زير گزارشی از اجراي دوم نوامبر اين نمايش در  هلند است.

 

 

نام نمايش: زهره و منوچهر

نويسنده: ايرج ميرزا

كارگردان: شاهرخ مشکين‌قلم

                                                                                                                             بازيگران: عزيزالله بهادري (نقال)

                                                       صدرالدين زاهد (منوچهر)

                  شاهرخ مشکين‌قلم ُهره)

موسيقي: فريد فدافي

 

مقدمه

سالها پيش رسم بر اين بود كه هرگاه موضوع بحران تآتر در ايران مطرح مي‌شد شماري اين پرسش را طرح مي‌كردند كه آيا نبايد براي رهايي از اين بحران متكي به ادبيات كلاسيك فارسي شد و با تکيه بر اين ادبيات نمايشنامه‌هاي فارسي نوشت؟ اين بحث براي مدت‌ها به قوت خود باقي ماند. به ويژه اينكه شماري علت بحران تاتر ايراني را نبودن ادبيات نمايشي ملي و نداشتن ارتباط ميان ادبيات نمايشي و ادبيات منظوم و منثور كلاسيك ايراني مي‌دانستند و هنوز هم شماري چنين مي‌پندارند. اين بحث به ويژه زماني موضوعيت يافت که مقوله‌ي  «تآتر ملي» طرح و مهم گشت. به هر صورت کمترين حاصل اين بحث‌ در آن سال‌ها اين بود که انگيزه‌ي نگارش و اجراي چندين نمايشنامه را ايجاد کرد که در آنها داستان و موضوع و ... متکي به ادبيات کلاسيک ما بودند. بررسي ظرفيت نمايشي ادب فارسي هنوز هم ادامه دارد و در اين باره بسياري از جمله جلال ستاري، مقالات و نوشتارهاي کوتاه و بلندي را رقم زده‌اند.[1]

از اين زاويه و بر اساس اين مقدمه‌ی نسبتا طولاني در باره ظرفيت نمايشي ادب داستاني ايراني مي‌توان انتخاب منظومه‌ي زهره و منوچهر را توسط مشکين‌قلم اقدامي مثبت تلقي کرد.

 

| (نظر دهيد)

آخرین نوشته‌ها

آرشیو تاتر برونمرزی ایرانیان


آرشيو